محمد مفيد مستوفى بافقى

454

جامع مفيدى ( فارسى )

سفر عقبى پوشيده از عالم محنت قرين به فراديس جنان خراميد . اشعار آبدار آن‌جامع كمال بسيار و قصايد و غزلياتش بىشمار . به اين چند بيت كه از نتايج طبع آن‌جناب است و در حين تحرير در حيدرآباد شخصى از ارباب اعتبار مذكور ساخت اكتفا ميرود ، نظم : گذشته از سر مطلب به چرخ ناز كنيد * مباد رشتهء اميد را دراز كنيد عروس حسن چمن باز بر سر ناز است * در نگاه به روى كرشمه باز كنيد به پيش اهل جهان آب‌رو نگهداريد * براى مطلب خود رو به كارساز كنيد مولانا نظاماى فيروزآبادى المتخلص به ناظما آن عزيز به فرط كياست و كمال فهم و فراست بين الامثال و الاقران علم گشته و پيوسته به صيقل كلمات شيرين و سخنان دل‌آميز و مطايبات فرح‌انگيز زنگ ملال از مرآت خواطر دوستان مىزدايد . در بدايت حال سفر هند اختيار نموده چندگاه در آن ملك سير نموده و در سنهء خمس و ستين و الف به وطن مألوف مراجعت كرده در قصبهء فيروزآباد ميبد پاى در دامن فراغت كشيده اشعار آبدارش كه چون لؤلؤ و مرجان آويزهء گوش و گردن جوانان [ 329 الف ] ظريف طبع تواند بود بسيار است . در حينى كه در هند دكن مىبود اين رباعى در رشتهء نظم درآورده ، رباعى : در هند نه من سيم و زرى مىخواهم * زيبا صنم خوش كمرى مىخواهم افتاده هواى كدخدايى به سرم * بسيار بجدّم پسرى مىخواهم * و ايضا اين بيت از جملهء منظومات آن فصاحت قباب است :